روزگذرهای من

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِیمِ وَقُل رَّ‌بِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِ‌جْنِی مُخْرَ‌جَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنکَ سُلْطَانًا نَّصِیرً‌ا

بیمارستان امدادی
ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ دی ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: تحصیل

تابستان سال 1372 قبل از شروع سال چهارم دبیرستان، طرح کاد را که در آن زمان در دبیرستانها بایستی طی می شد در بیمارستان امدادی شهید کامیاب مشهد گذراندم.

در طول این مدت با یک روپوش کرم رنگ در قسمت پذیرش بیمارستان مشغول کار بودم و پرونده ها را جابجا می کردم و سایر کارهای اداری.

مهمترین قسمت که بیشرین خاطره را نیز به همراه داشت تشکیل پرونده برای بیماران ورودی به بیمارستان بود خصوصا کسانی که هنوز همراهانشان خبر نداشتند و ما باید از خود بیمار یا مصدوم اطلاعاتش را گرفته و در پرونده ثبت می کردیم.

مصدومان تصادفی، دعوا، آتش سوزی و ... یک مورد جالب هم دو سرباز بودند که از سر جوانی به دست همدیگر تیر شلیک کرده بودند و هر دو به بیمارستان آورده شده بودند.