روزگذرهای من

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِیمِ وَقُل رَّ‌بِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِ‌جْنِی مُخْرَ‌جَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنکَ سُلْطَانًا نَّصِیرً‌ا

سوزن و جوالدوز
ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: دانشجو ، زندگی

قدیمی ها ضرب المثلی داشتند که یک سوزن به خودت بزن و یک جوالدوز به دیگران

استاد حورایی هم در کلاسهای موفقیت خود این را می گفت که وقتی کسی را به عنوان مقصر با انگشت نشان می دهی یک انگشتت به طرف اوست در حالیکه 3 انگشتت به طرف خودت است.

این نکات بسیار ارزشمند است خصوصا برای دانشجویان عزیز و البته بیشتر برای خودم.

علیرغم توضیحات و درخواستهای مکرر به برخی دانشجویان مبنی بر برنامه ریزی و تلاش درست و بجا باز هم آنان کار را به روزها و شبهای امتحان واگذار می کنند و با کوچکترین اتفاق پیش بینی نشده، دچار مشکل می شوند.

بعد از بروز مشکل اولین حلال مشکل که به نظر می رسد، مدرس است که باید به هر نحوی مشکلات فرد را قبول کند (با گریه، التماس، تمدید وقت، امتحان مجدد و ...) و تازه حالا که ترم تمام شده و امتحان هم گرفته شده درباره خود درس و محتوای آن و نحوه تدریس و جزوه و ... انتقادها اعلام می شود.

چه قدر خوب است که در زندگی دنیا کارهای مهم به روزهای آخر که البته آخرش هم معلوم نیست سپرده نشود.

ناگهان چه قدر زود دیر می شود.