لیگ برتر فوتبال

دیروز عصر در مشهد تیم پیام باخت و به لیگ دسته اول سقوط کرد تا استقلال برای دومین بار قهرمان لیگ برتر فوتبال کشور شود. بعد از این اتفاق آقای حاج رضایی در پاسخ به آقای خیابانی گفت که بعضی استانها ظرفیت داشتن دو تیم در لیگ برتر را ندارند و گفت که همین تیم پیام برای انجام بعضی مسابقات به دلیل مشکل مالی با اتوبوس به تهران مسافرت می کرد.

البته تیم دیگر مشهد نیز به لطف باخت پیام و تغییر تصمیم داور در لغو پنالتی دقیقه 90 به سود ملوان در لیگ برتر ماندگار شد.

سالهای قبل که مشهد فقط یک تیم در لیگ برتر داشت، همان تیم در رده های بالای جدول بود و عنوان بهترین تیم شهرستانی را کسب می کرد ولی امسال ...

در شهر مشهد که در شرق کشور و نزدیک مرز افغانستان است و آمار اعتیاد بالا و امکانات صنعتی و اشتغال در آن کم می باشد، ورزش یکی از راههای جلوگیری از انحراف جوانان و تامین امنیت و آتیه شهر می باشد.

وجود گوهر تابناک هشتمین اختر آسمانی باعث شده تا مشهد به تدریج به عنوان یک شهر ملی مطرح گردد.

اما چگونه است که این شهر ملی ظرفیت نگهداری 2 تیم در لیگ برتر را ندارد!!!؟

چرا ثروتمندان این شهر و نهادهایی که ادعای کار فرهنگی ورزشی دارند به این امر کمک نمی کنند؟

چرا یکی از اهداف آستان قدس رضوی با در اختیار داشتن این همه امکانات و دهها شرکت و سازمان وابسته، حمایت از ورزش فوتبال بعنوان یکی از موانع اعتیاد نیست؟

چرا اصفهان و اهواز و شیراز و حتی شهرهای کوچکی مثل قم یا همدان از مشهد بهتر تیم داری می کنند؟

خداوند ریاکاری را از همه ما انسانها دور گرداند تا به فکر مملکت و جوانان خود باشیم.

/ 2 نظر / 15 بازدید
م ح ب

با سلام تحلیل جالبی کردید. متاسفانه مدیران استانمون (که مواردی را نیز خودم شاهدش بودم) ورزش را فقط برای درج در رزومه و آمار کاری خود به عنوان یک آیتم تزئینی می دانند و در حد رفع تکلیف با آن می پردازند. و آن بهائی را که واقعا باید به آن بدهند نمی دهند و بدتر از آن ورزش را وقت تلف کردن می دانند. البته خیلی زود! متوجه می شوند که ورزش مفید هم هست و آن زمانی است که در آخر دوران کاری هنگام مراجعه به پزشک این جمله را از زبان دکتر معالج خود می شنوند : "وضع سلامتی شما خیلی وخیم است باید ورزش کنید و گرنه . . ." و اون وقته که می فهمند چه پارک خوبی نزدیک خونشون هست و اونایی که هر روز صبح وقت تلف می کردن دارن چی کار میکنن!

اندیشمند

در زندگي تو هر چيزي زاييده شعور تو است. اگر آگاهي‏ات دگرگون شود، محصولات و فرزندان آن هم دگرگون مي‏شوند. خوبي و بدي، بيماري و شفا، رنج و راحتي، فقر و ثروت، ضعف و قدرت، كوچكي و بزرگي و همه مظاهر زندگي و مرگ ناشي از نوع و فرم شعور است. خداوند بواسطه آنچه در ذهن و قلب توست، با تو رفتار مي‏كند، از تو مي‏گيرد و به تو مي‏بخشد.