کنکور و دست شکسته

سال تحصیلی 1372 آخرین سال دبیرستان (دبیرستان نمونه آینده سازان مشهد) بودم. در آن زمان کنکور سراسری 2 مرحله ای بود. مرحله اول دروس عمومی در اوایل اردیبهشت و مرحله دوم در تیرماه برگزار می شد. امتحان معرفی در فروردین داشتیم و امتحان نهایی در خرداد. فشردگی و سنگینی زیادی در این چندماه وجود داشت.

دانش آموزانی که یک سال جلوتر از ما بودند سال 1371 با اقدامی هماهنگ در اسفند ماه کلاسها را تعطیل کرده بودند و مدیر مدرسه هم کوتاه نیامده بود و یک از کارمندان مدرسه را با ماشین به درب خانه تک تک آنها فرستاده بود و از خانواده آنها خواسته بود که به مدرسه برگردند.

ما با تجربه آنها می دانستیم که تکرار چنین عملی امکان ندارد به همین خاطر به شوخی به دوستان می گفتم تنها راه نیامدن به مدرسه این است که دست یا پایی شکسته داشته باشیم که مسئولین کوتاه بیایند. درست قبل از اینکه اسفند به نیمه برسد در زنگ ورزش در وسط بازی فوتبال به زمین افتادم و دست چپم از ناحیه بالای مچ شکست و بعد هم بیمارستان و گچ دست و استراحت در منزل.

چند روز بعد هم که بچه ها با هماهنگی به مدرسه نرفته بودند ماشین مدرسه به دنبال من هم آمد که با دیدن دست شکسته، از برگرداندن من به مدرسه خودداری کردند. ایام عید نوروز 1373 با همین دست شکسته درس می خواندم.

/ 4 نظر / 28 بازدید
بنده خدا

با عرض سلام وخسته نباشید خاطره جالبی بود . انشاالله که همیشه تندرست ، سلامت و خوش اخلاق باشید .

ایستگاه

سلام. درکتون میکنم. منم کلاس دوم راهنمایی که بودم دستم شکست. البته تو تابستون بود و من مدرسه نمیرفتم. خاطره جالبی بود.

سمیه

استاد قدیمی سلام شما هم کم شیطون نبودین معلمی شغل نیست؛ معلمی عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش کرده ای، رهایش کن و اگر عشق توست مبارکت باد. (شهید رجایی )

بابا سال نو مبارک!!!!!