تقدیم به برادر شهیدم احمد

28 سال گذشته و هنوز پدر و مادر با دیدن آجرهای خانه که با دستان تو چیده شده و دیواری که با همت تو بالا رفته است، با صبر و سکوتشان، درس استقامت و پایمردی و پیروزی می دهند.

گویا تو با دانه دانه آجری که روی هم گذاشتی و دیواری که لحظه لحظه بالا بردی، راه رسیدن خود به خدا را کوتاه می کردی و در آخر رفتی و فنا شدن در عشق حقیقی را به ما آموختی

باشد که ما بیاموزیم آنچه را که تو بدان عمل نمودی ...

سالروز آزادی خونین شهر (خرمشهر) مبارک باد

/ 2 نظر / 16 بازدید
یک دوست

روح لیساان قرین رحمت باشد انشاا...

افروزی

برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در انتهای کمال پس بنگریم خود چگونه می افتیم؟ شهیدان میوه هایی بودند که بر بال فرشتگان نشستند. یادشهدایمان بخیر.....